معنویت در دنیای امروز
معنویت اسلامی یا معنویت فرقه ای...

معنویت در لغت لاتین Spirtuality به معنای تنفس است و به تنفس زندگی اشاره دارد. به این معنا که با معنویت قلب خود را بگشاییم و ظرفیت تجربه عظمت، تقدس و سپاسگزاری را در خود پرورش دهیم . اندوه زندگی را حس کنیم . شور و شوق وجود را بشناسیم و خود را تسلیم حقیقتی کنیم که والاتر از ماست . 

قدمت مفهوم معنويت همزاد با خلقت انسان است و در تعريف مفهوم آن بايد گفت: معنويت آن جنبه از حيات فردي و جمعي است كه بيانگر رابطه‌اي آگاهانه است كه فرد، در ارتباط با امور متعالي (the transcendant) دارد

 

 

 

به عبارتي معنويت نحوه‌اي از مواجهه‌ با جهان هستي است كه نتيجه‌اش اين است كه حالت هاي نفساني نامطلوبي مانند غم و اندوه، نااميدي، دلهره و اضطراب، احساس سرگشتگي و سردرگمي، احساس بي‌معنايي و بي‌هدفي و.... تا آنجا كه امكان‌پذير است در انسان پديد نمي‌آيد اين نحوه مواجهه موجب رضايت باطن مي‌شود.

 

پيش‌فرض اين مفهوم اين باور است كه امور متعالي وجود دارند و روح بشر مي‌تواند با آن ارتباط برقرار كند.




تاریخ: شنبه 16 ارديبهشت 1391برچسب:,
ارسال توسط سامان احمدی چگنی ، سجاد امیری

 معنویت نوین:به نظر می‌رسد این تصویر از معنویت با تصویر کلیشه ای آن در ذهن ما متفاوت است. در تلقی ما معنویت ارتباط تنگاتنگی با دین دارد و دین مجموعه ای از معارف است که از حقایقی ماورای عالم مادی سخن می‌گوید. حقایقی که بر اساس آن انسان در نظام خلقت جایگاه خاصی دارد و باید برای حفظ آن جایگاه خاص مسیر ویژه ای را طی نماید و این مسیر رفتارهای خاصی را می‌طلبد . پس باید کارهایی را انجام داد و کارهایی را ترک نمود . ویژگی های معنویت نوین  با ویژگیهای معنویت دینی متفاوت است . در چارچوب دین، معنویت امری ذهنی، خیالی و حاصل از احساسات سرشار انسانی نسبت به واقعیات مادی نیست بلکه احساسی است که انسان نسبت به حقایقی که در افقی بالاتر از عالم ماده قرار گرفته اند پیدا می‌کند . حقایقی که وجود دارند و بر عالم تأثیر می‌گذارند . ولی در معنویت نوین به هیچ وجه بحث حقیقت در میان نیست و هر گونه تجربه عاطفی یا هیجانی شدید نسبت به هر موضوعی می‌تواند معنویت به حساب آید . مهم این است که شما برانگیخته شوی ؛ احساس اوج و تعالی نمایی و یا به اصطلاح، سرشار از حس عظمت گردی . چنین است که یک قطعه موسیقی، یک شعر عاشقانه و ... می‌تواند شما را در فضایی معنوی پرواز دهد . از سوی دیگر در معنویت نوین اثری از تکلیف نیست . شما می‌توانید (بلکه شایسته است که) با آغوش باز به سراغ هر گونه تجربه ای بروید. تجربه ای که می‌تواند آن نقطه اوج را برای شما به ارمغان بیاورد . ولی در معنویت دینی تجربه معنوی میسر نمی شود مگر در چارچوب ضوابطی خاص . اصلاً بعضی تجارب معنوی تنها زمانی حاصل می‌شود که شما از بسیاری از تجارب دیگر چشم پوشی نمائید . تجربه یک گناه، قطعا احساس لطیف معنوی یک حضور در نماز را لکه دار می‌کند.

اما سوال اساسی این است که آیا میلیونها انسانی که امروزه خود را غرق در انواع معاصی و گناهان کرده‏اند، از راحتی و آرامش لازم در زندگی برخوردارند؟!

واقعیتهای غیرقابل تشکیک موجود نشان می‏دهد که پاسخ منفی است و خود این افراد نیز به آن معترف هستند. ممکن است ارتکاب معاصی، لذتهای محدود و زودگذری را به همراه داشته باشد، لیکن بحث راحتی و آرامش و دوری از نگرانی و اضطراب، مقوله دیگری است که نه تنها با ارتکاب معاصی به دست نمی‏آید، بلکه ارتکاب گناه، خود عامل مهمی برای سلب راحتی و آرامش بوده و حسرت و ندامت و نگرانی و اضطراب فراوان و گوناگونی را به دنبال دارد.




تاریخ: شنبه 16 ارديبهشت 1391برچسب:,
ارسال توسط سامان احمدی چگنی ، سجاد امیری

آدمی در طول تاریخ خود هرگز بدون نوعی معنویت زیست نکرده است و باید اعتراف کنیم که این نیاز اساسی در جهان امروز و ساختار فرهنگی و اقتصادی موجود بیشتر احساس می شود. انسان ها دریافته اند که به شدت به آرامش نیاز دارند و در نبود معنویت، زندگی، سلامت و آرامش آنها به مخاطره خواهد افتاد و فهمیده اند که بهترین عامل تأمین آرامش در دنیای صنعتی امروز گرایش به معنویت است.

بعد از دوره رنسانس در غرب و بعدها تا حدودی در شرق، فاصله زیادی بین انسان ها و خدا ایجاد شد تا آنجا که مکاتبی به وجود آمد و اندیشه هایی خلق شد که برخی از آنها حتی وجود خدا را غیرضروری فرض گرفته و در نهایت به پوچی و الحاد رسیدند.

در این میان آنچه نصیب انسان هایی که به دنبال آن اندیشه ها رفتند، گردید چیزی جز نابودی نبود. نابودی که هر دو جهان آنان را پر کرده و لذت درک زیبایی ها و خوشی های همین دنیای مادی را نیز از آنها گرفت. پس از تجربه تلخ این دوره مجدداً گرایش هایی از طرف افراد به سمت اعتقاد به خدا و دین به وجود آمد و دوباره گرایش به معنویت نیاز انسان معاصر شد.

انسان معاصر امروز، انسان تنهای در جمع است. با وجود وسایل ارتباطی گسترده، سازمان ها و نهادهای اجتماعی بسیار و برخوردهای چهره به چهره مکرر، به طور روز افزونی احساس تنهایی در او بیشتر می شود. امروزه باید بحران انسانی را نیز به جمع بحران های اقتصادی و اجتماعی اضافه کرد. در جامعه معاصر، انسان ها به صورت عناصر منفک و متمایز از همدیگر درآمده اند که همکاری آنها برای پیشبرد جامعه، جنبه ی ماشینی به خود گرفته و از محتوای انسانی خود تهی شده است. فردیتی افراطی در حال رشد است فردیتی به دور از معنویت که علت بسیاری از اضطراب ها، پریشانی های روحی و انزوی اجتماعی افراد است.




تاریخ: شنبه 16 ارديبهشت 1391برچسب:,
ارسال توسط سامان احمدی چگنی ، سجاد امیری

دردنیای معاصر بشر پس از سالها مجددا به معنویت گرایش پیدا نموده است و ضرورت بحث معنويت و دين بيش از پيش اهميت پيدا كرده است و نتايج مطلوب آن به نيازي حياتي مبدل شده است.

          

در این خصوص عوامل زیر مؤثر بوده اند:

1. روشن شدن نقايص و آثار منفي علم سكولار و ساير مكاتب فلسفي مادي نظیر؛

ـ عدم پاسخ به سئوالات اساسي انسان از قبيل «معنا و هدف وجود انساني,«چيستی خوب و بد » و «تكاليف و حقوق انسانها »

ـ محدوديت دانش به علوم تجربي و جهات مادي

ـ عدم به كار گیری قواي برتر انسان

2. روشن شدن آثار فردي ـ اجتماعي معنويت و دين

3. ناتواني علم در پاسخ دادن به سئوالات اساسي انسان

علم تجربي نمي‌تواند دربارة ارزش ها، معاني، اهداف و اشياي غيرمادي و منشاء و طبيعت جهان و معناي حيات انساني صحبت كند.

 




تاریخ: دو شنبه 16 ارديبهشت 1391برچسب:,
ارسال توسط سامان احمدی چگنی ، سجاد امیری

شاید بارها این جمله به گوشمان خورده باشد!

اما به سوی کدام معنویت؟!

اینجاست که اول باید مختصری غرب را شناخت و آنوقت گفت خیز جهان به سوی معنویت...آن هم معنویتی که پاسخ گوی نیازهای فطری اصیل انسان نیست!

دنیای پست مدرن دنیای شکستن باور انسان نسبت به یک مفهوم یا مفاهیم قابل باور است. یعنی تا چند دهه پیش، انسان مدرن غربی مفاهیم مختلفی برای ایمان داشت مثلاً زمانی به علم ایمان آورد، ساینتیسم شکل گرفت و یا به خرد ایمان آورد، راسیونالیزم شکل گرفت. اما با ورود به قرن بیستم انسان در باور دچار مشکل شد!

یعنی ما در مرحله‌ای قرار داریم که صرف خوشایند و عدم خوشایند انسان‌ها سبب ارزشگذاری می‌شود. لذا در این فضا به صراحت نمی‌شود گفت چه چیز خوب است و چه چیز بد

یک جا انسان را به زور طرف گناه می‌برند، یک جا انسان را فریب می‌دهند و طرف گناه می‌برند اما در وجه سوم صورت گناه را پاک می‌کنند و گناه دیگر گناه دیده نمی‌شود

کتابی است به نام «آمریکا پیشتاز انحطاط» که نویسنده آن روژه گارودی است. وی در صفحه 19 کتاب خود به نقل از آلن کوتا نویسنده آمریکایی می‌گوید: «نظام غربی به گونه‌ای عمل می‌کند که فساد وانحراف از صورت انحرافی در حال خارج شدن و تبدیل شدن به قوانین زیر بنایی است».

پژوهشها نشان می‌دهند که اکثر آمریکایی‌ها خواهان معنویت اند . أما آنها احتمالاً به دنبال اشکال دینی آن نیستند

. درست است که بشر امروز به معنویت رو کرده است و در جستجوی خدا برآمده است، اما کدام خدا ؟

حال برای تقابل با بحران معانی آیا می‌بایست با اسلحه وارد شد یا با اندیشه؟!

اینجاست که نقش دانشگاهیان و فرهیختگان معین میشود

اینجاست که اهمیت شناخت بسیار روشن می‌شود




تاریخ: شنبه 16 ارديبهشت 1391برچسب:,
ارسال توسط سامان احمدی چگنی ، سجاد امیری

همیشه در طول تاریخ افراد و گروه‌هایی در پی این بوده اند که حس معنویت‌خواهی را در مردم به خصوص جوانان منحرف کنند و در مسیر ناصحیح قرار دهند.

 

 

 عصر حاضر، عصرتوسعه اينترنت و دهكده جهانی است و با توسعه‌هايی كه در بخش‌های مختلف ارتباطات صورت می‌گيرد باز شاهد اين امر هستيم كه افراد غير موحد نيز گرايش عميقی به معنويت راستين پيدا كرده‌اند‌.

اما باید مراقب فعالیت اسلام ستیزانی بود که قصد دارند جهان را به استعمار خود در آورند.

 

بر اساس آمار منتشر شده در سال 2010 بیش از 10 هزار عنوان عرفان‌های نوظهور در جهان وجود دارد.

موسیقی علت اصلی رواج فرقه شیطان پرستی در کشور

 ابزار موسیقی نقش مهمی در رواج این مکاتب  دارد.برای مثال علت اصلی رواج شیطان پرستی در کشور ما فعالیت‌های جنسی آن‌ها نیست بلکه موسیقی این فرقه است و آن‌ها از طریق همین اشعار و موسیقی افکار، عقاید. ایدوئولوژی خود را به دیگران انتقال می‌دهند و موسیقی‌ آن‌ها نیز به راحتی در هر جایی در دسترس است و به سهولت نیز از اینترنت قابل دانلود می‌باشد.

مبارزه با عرفان‌های نوظهور در در حقیقت امری فرهنگی است و نیازمند آن است که مسئولان و رسانه‌های فرهنگی جلوی این هجوم فرهنگی را بگیرند.

 

تمامی آمار و ارقامی که از غرب به دست  می‌رسد حاکی از رجوع مردم جهان به ویژه جوانان به معنویت و بخصوص دین اسلام است. این در حالی است که غرب 300 سال کوشیده تا این رویکرد را در جهان از میان بردارد.




تاریخ: دو شنبه 16 ارديبهشت 1391برچسب:,
ارسال توسط سامان احمدی چگنی ، سجاد امیری

 یکی از مهم‌ترین راهکارهای دشمنان برای انحراف حس معنویت‌خواهی  فرقه‌سازی و دین‌سازی بوده است که امروز در شکل عرفان‌های بودایی، هندویی ، وهابیت و ... در میان تمام کشورها بخصوص کشورهای مسلمان توسط دستگاه‌های غرب تبلیغ و ترویج می‌شود.

تمام دستگاه‌های تبلیغی غرب بخصوص فیلم‌های هالیوود با همین نگاه انحراف در معنویت‌خواهی به کار افتاده‌اند و استراتژی فرهنگی نظام سلطه با همین هدف استوار شده است، به همین دلیل تمام جریان‌های عرفانی کاذب، خواسته یا ناخواسته تحت جریان فرهنگی نظام سلطه قرار می‌گیرند

وقتی دختر یا پسری در یکی از این فرقه‌ها حضور می‌یابد و در جلسات آنها شرکت می‌کند، بعد از مدتی مثلا نماز نمی‌خواند یا حجاب خود را به درستی رعایت نمی‌کند و وقتی از علت آن سؤال می‌شود، می‌گوید فلان استاد عارف به من گفته تو واصل شدی و دیگری نیاز به عمل ظاهری نداری، در حالی که مگر می‌شود بدون انجام اعمال شرعی به وصول حق رسید؟

اين فرقه‌ها اغلب ساخته برخی از كشورهای غربی هستند كه در صدد ضربه‌زدن به اعتقادات مردم مسلمان كشور‌مان هستند‌.

این مبارزه در حقیقت امری فرهنگی است و نیازمند آن است که مسئولان و رسانه‌های فرهنگی جلوی این هجوم فرهنگی را بگیرند.




تاریخ: چهار شنبه 14 ارديبهشت 1391برچسب:,
ارسال توسط سامان احمدی چگنی ، سجاد امیری

صفحه قبل 1 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وبلاگ:





آمار وبلاگ:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 4
بازدید ماه : 69
بازدید کل : 2595
تعداد مطالب : 7
تعداد نظرات : 3
تعداد آنلاین : 1